بسی خوش بینم... همیشه همیشه همیشه امید داشتم مریم خانم حالشون خوب بشه و همیشه یه خانواده گرم و خوشحال کنار هم باشند...
.
صبح که زنگ بیمارستان زدیم، پرستار بم گفت: مادرتون را آماده کنید... مسعود دیشب گفته بود حاجی اقا به کمای عمیق رفتن... و من هنوز امید داشتم برم دعوا بخونم و بابا برگرده...
امیدوارم
امیدوارم،
امیدوارم این فشارها و فشارهای اینده، منجر به یک جراحی عمیق در کشور بشه و ما بیافتیم توی مسیر توسعه... برای همین می نویسم و کناب می خونم...
.
از پیتردارکر می پرسند در دوران جنگ جهانی به چی فکر می کردی؟ و او گفت به دوران پس از جنگ...
.
خواهش می کنم برام بمون، این عمیق ترین داشته منه...
مدیران دولتی قابل احترام...ما را در سایت مدیران دولتی قابل احترام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105